زیبا ترین عشق

همه ی رنگ هازیبا هستند******* جز دورنگی

سلام دوستای گل خوبین ؟ مرسی از اینکه افتخار دادین خجالتاگه خواستین به

عکسای زیر نگا کنین و بعدش توی نظر سنجی وبم شرکت کنین بی زحمت قلب

 


ادامـــه مطلب
تاريخ ۱۳٩٠/٦/۱۱سـاعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

پدر عاشقی بسوزهههههههههههه

من سرم توی کار خودم بود
بچه ها خیلی خنده داره
 
برین ادامه ی مطالب
 
برینا

ادامـــه مطلب
تاريخ ۱۳٩٠/٦/٦سـاعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

 ببین دوست عزیز من نمیتونم بهت ایمیل بزنم وایسا جواب این سوالتم بدم

مثلا اگه یه دوست خیالی مثلا علی میاد وب تو و تو نظرا واست مینویسه ساعت 8 بیا

تو وبت . منظورش اینکه ساعت 8 واست نظر میذاره و تو میری وبلاگ خودت میبینی

واست نظر گذاشته و بعد میری وب علی و واسش کامنت ( نظر )زبان میذاری و جوابشو

میدی و اون نظر تو رو میبینه و بعد جواب تو رو میده و برعکس

خوبیش به اینکه میتونی جوابشو زود بدی چون میدونی نشسته

پای لپ تاب (نوعی کامپیوتر )نیشخند و دیگه مجبور نیستی براش نظر بذاری و مثلا فردا که

اومد نظرتو خوند بیاد جواب تو رو بده و فرداش نظرشو بخو.نی و......ببخشید شما ایمیلتو

 خودت ایجاد کردی ؟قهقهه

اره ستاره جوون زندگی سخته دیگه باید پول در اورد گفتم یه کلاس رفع اشکال

بذارم نون در بیارم چشمکخندهشمام اگه مث این یکی رو سراغ داشتین معرفی کنین

واسش تخفیف

میدم قهقهه 

تاريخ ۱۳٩٠/٦/٥سـاعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

 ســــــــــــــــــلام دوستای گل و مهربون خودم

خوبین؟

 خیلی دوستون دارم..خیلی..قلب

و واقعا ممنونم

باید از ستاره جونم سونیان جونم  ساجده جونم که فک کنم باهام قهره چون جواب کامنتامو نمیده  از ساحل خانوم و رویا جون شهریار جون حنا جونم بازم رها monaجون وعلی رضا جون  smpt2 مهسا جونم و اقا ارش مونا جون زهرا خانوم  و مهدیس جون رها خانوم اقا مهدی و امیرحسین جون و اسما جونم و ساراخانوم هم یه تشکر اساسی

کنم

 خیلی دوستون دارمم

نایت اسکین

نایت اسکین

تاريخ ۱۳٩٠/٦/٢سـاعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

 

بى خبرى , خوش خبرى No news is Best news

شتر دیدى , ندیدى You see nothing, You hear nothing

عجله کار شیطان است Haste is from the Devil

کاچى به از هیچى Somthing is better than nothing

گذشتها گذشته Let bygones be bygones

نوکه اومدبه بازار کهنه شد دل آزار Out with the old,in with the new

هر فرازى را نشیبى است High places have their precipices

هرکه ترسید مرد ,هرکه نترسید برد Nothing venture , nothing have

همه کاره و هیچکاره Jack of all trades and master of none

ارزان خرى , انبان خرى Dont buy everything that is cheap

آشپز که دوتاشدآش یا شورمیشه یا بینمک Too many cooks spoil the broth

انگار آسمون به زمین افتاده It is not as if the sky is falling

اندکى جمال به از بسیارى مال Beauty opens locked doors

آدم عجول کار را دوباره میکنه Hasty work, Double work

آدم دانا به نشتر نزند مشت A wise man avoids edged tools

آدم ترسو هزار بار مى میره Cowards die Many times Before Their Death

کس نخاردپشت من جزناخن انگشت من you want a thing done,do it yourself

آب رفته به جوى باز نمى گردد What is done can not be undone

آب از سرش گذشته It is all up with him

آب ریخته جمع شدنى نیست Dont cry over the spilled milk

آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم we seek water in the sea

آدم زنده زندگى مى خواد Live and let live

آدم ترسو هزار بار مى میره Cowards die Many times Before Their Death

تاريخ ۱۳٩٠/٦/۱سـاعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

سلام خوبین؟  امروز من واستوناینو مینویسم الان نمیدونم باید چی بگم بیشتر دوس

دارم گریه کنم و.........

راستش دیشب بعد افطار حدودا ساعت ده بود که از خونه عموم داشتیم میومدیم

جلو خونشون بودیم و داشتیم خداحافظی میکردیم  بابایی به سودا گفت : دخترم

برو ماشین رو روشن کن الان میایم چون همیشه سودا این کارو میکنه

محله ساکت بود و تاریک و خلوت همونطور که داشت میرفت طرف ماشینمون یه 206

سفید که یه جوون رانندش بود محکم خورد به سودا ..........

 

 

یدفعه صدای ترمز و جیغ رو باهم شنیدیم یدفعه تو نور چراغ ماشین کسی رو دیدم با

لباس ابی نفتی پرت شد بالا و افتاد پایین دیدم سوداس که  موهای قهوه ایش صورتشو

پوشنده بود اما دیدم از سرش داره خون میاد و شیشه ماشین هم ترک خورده بود و

کاپوت ماشین خونی بود  جا خورده بودیم راننده زود ماشینو برگردوند و فرار کرد مامان

  من و دختر عموهام و زن عموم داشتیم گریه میکردیم بابام و پسر عموم دویدن

طرفش و بلندش کردن نبضش خیلی ضعیف بود مجبور بودیم زنگ بزنیم امبولانس بیاد

دستام میلرزید و شکه شده بودم بعد ده دقیقه امبولانس اومد و اروم و با احتیاط بلندش

کردن تکون نمیخورد و لباسش رنگ خون بود بعد 15 دقیقه رسیدیم بیمارستان چشامون

 داش سیاهی میرفت بردنش اورزانس بعد دکتر گفت به سرش ضربه شدیدخورده و

دستش شکسته و معلوم نیس چی بشه و خون زیادی ازش رفته قلبم تند  تند میزد

و پیراهن بابام خونی بود و هیچکس حرف نمیزد همه یه گوشه کز کرده بودن و اروم اشک

میریختن .پرستار اومد بیرون و گف جلو خونریزی رو گرفتن الان منتقلش میکنیم

به بخش مراقبت های ویزه واسش دعا کنین فعلا هیچی معلوم نیس

دکتر گف هوشیاریش خیلی کم هستش و سرش ضربه بدی خورده شاید ...........

الان با پسر عموم و دختر عموهام تو خونه هستیم تک و  تنها مامان و بابا و... تو

بیمارستان هستن از دیشب انگار دکترا گفتن تا چند روز بعد هیچ چی معلوم نیس

هیچی ....دلم گرفته بود یادم افتاد بیام وبش و ازتون بخوام واسش دعا کنین لطفا

 

 

 

هنوزم باور نمیکنیم این اتفاق افتاده ..................................................

 

   

تاريخ ۱۳٩٠/٥/٢۸سـاعت ٤:٤٠ ‎ق.ظ نويسنده رها نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

تاريخ ۱۳٩٠/٥/٢٧سـاعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

شبگردی می‌کنم. اما صدای نفس‌هایت را از پشت

 

 هیچ پنجره و دیواری نمی‌شنوم. آسوده بخواب نازنینم،

 

 شهر در امن و امان است ... تنها خانه‌ی من است که در آتش می‌سوزد...

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

شایدآن روزکه سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی بایدکرد

خبری ازدل پر دردگل یاس نداشت،

باید این گونه نوشت

هرگلی هم باشی

چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبار است.
A (35)
تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود

کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرکز زندکی زیبا نبود.

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 


شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست

این شقایق با نگاهی سرد پرپر میشود

 

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

 

.

هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ،

او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم را حس نکرد . . .

 

.تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم

 


 

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،

 

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

 

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

 

شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

 

 

 

در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید

 

باغ صد خاطره خندید،

 

عطر صد خاطره پیچید:

 

 

 

یادم آم که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم

 

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

 

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

 

 

 

  

 

 

 

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

 

من همه، محو تماشای نگاهت.

 

 

 

آسمان صاف و شب آرام

 

بخت خندان و زمان رام

 

خوشة ماه فروریخته در آب

 

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

 

شب و صحرا و گل و سنگ

 

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

 

 

یادم آید، تو به من گفتی:

 

-        ” از این عشق حذر کن!

 

لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،

 

آب، آیینة عشق گذران است،

 

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

 

باش فردا، که دلت با دگران است!

 

تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

 

 

 

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم

 

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

 

نتوانم!

 

 

 

روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،

 

چون کبوتر، لب بام تو نشستم

 

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم ...“

 

 

 

 

 

 

 

... برای مشاهده ی متن کامل به ادامه ی مطلب مراجعه کنید ...

قلبماچ

 

 

 


ادامـــه مطلب
تاريخ ۱۳٩٠/٥/٢۳سـاعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

نشسته بودم رو نیم‌کتِ پارک، کلاغ‌ها را می‌شمردم تا بیاید. سنگ می‌انداختم بهشان. می‌پریدند، دورتر می‌نشستند. کمی بعد دوباره برمی‌گشتند، جلوم رژه می‌رفتند. ساعت از وقتِ قرار گذشت. نیامد. نگران، کلافه، عصبی‌ شدم. شاخه‌گلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت می‌پژمرد.
طاقتم طاق شد. از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سرِ کلاغ‌ها.
گل را هم انداختم زمین، پاسارَش کردم. گَند زدم بهش. گل‌برگ‌هاش کَنده، پخش، لهیده شد. بعد، یقه‌ی پالتوم را دادم بالا، دست‌هام را کردم تو جیب‌هاش، راهم را کشیدم رفتم. نرسیده به درِ پارک، صِداش از پشتِ سر آمد.
صدای تندِ قدم‌هاش و صِدای نَفَس نَفَس‌هاش هم.

برنگشتم به‌ رووش. حتی برای دعوا، مُرافعه، قهر. از در خارج شدم. خیابان را به دو گذشتم. هنوز داشت پُشتم می‌آمد. صدا پاشنه‌ی چکمه‌هاش را می‌شنیدم. می‌دوید صِدام می‌کرد.
آن‌طرفِ خیابان، ایستادم جلو ماشین. هنوز پُشتَ‌م بِش بود. کلید انداختَ‌م در را باز کنم، بنشینم، بروم. برای همیشه. باز کرده نکرده، صدای بووق – ترمزی شدید و فریاد – ناله‌ای کوتاه ریخت تو گوش‌هام – تو جانم.
تندی برگشتم. دیدمش. پخشِ خیابان شده بود. به‌روو افتاده بود جلو ماشینی که بِش زده بود و راننده‌ش هم داشت توو سرِ خودش می‌زد. سرش خورده بود روو آسفالت، پُکیده بود و خون، راه کشیده بود می‌رفت سمتِ جوویِ کنارِ خیابان.
ترس‌خورده هول دویدم طرفش. بالا سرش ایستادم.
مبهوت.
گیج.
مَنگ.
هاج و واج نِگاش کردم.
توو دستِ چپش بسته‌ی کوچکی بود. کادو پیچ. محکم چسبیده بودش. نِگام رفت ماند روو آستینِ مانتوش که بالا شده، ساعتَ‌ش پیدا بود. چهار و پنج دقیقه. نگام برگشت ساعتِ خودم را سُکید.
چهار و چهل و پنج دقیقه!
گیجْ – درب و داغانْ نِگا ساعتِ راننده‌ی بخت برگشته کردم. عدلْ چهار و پنج دقیقه بود!!تعجب

تاريخ ۱۳٩٠/٥/۱۸سـاعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

 

همیشه از فاصله ها گله میکنیم

 

شاید یادمان رفته

 

که در مشق های کودکی

 

کمی فاصله هم لازم بود !!!!!!

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

من چشم هایـــم را بستم و تو قایــم شدی !

من هنـــوز روزها را می شــمارم !

و تـــو پیدا نمی شوی !

یا من بازی را بلــد نیستم !

 یا تو جر زدی !دل شکسته

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

  

ای مــتــرســک !

آنقدر دست‌هایت را باز نکن ، کسی‌ تو را در آغوش نمی‌‌گیرد !

ایــستادگــی همــیشــه تنــهایــی‌ مــی آورددل شکسته

 

 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

 

 

 

 

تاريخ ۱۳٩٠/٥/۱۳سـاعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

من چشم هایـــم را بستم و تو قایــم شدی !

من هنـــوز روزها را می شــمارم !

و تـــو پیدا نمی شوی !

یا من بازی را بلــد نیستم !

 یا تو جر زدی !دل شکسته

تاريخ ۱۳٩٠/٥/۱۳سـاعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

تاريخ ۱۳٩٠/٥/۱۳سـاعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

 

 

 

اینو ازوب ابجیم

تاريخ ۱۳٩٠/٥/٥سـاعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

 

هههههههه قهقهه

 

اینو از وب یکی ا وبلاگ نویسا برداشتم :www.jaleb1.persianblog.ir

تاريخ ۱۳٩٠/٥/٤سـاعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

خیللیییی خنده داره
برین ادامه ی مطالب قهقهه
 

ادامـــه مطلب
تاريخ ۱۳٩٠/٥/٤سـاعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

روزگاری یک پیرمرد با همسر پیرش در خانه ای زندگی میکردند قلب 

زن پیر شب ها همش خروپف می کرد و این کار او مرد را ازار میداد

بعد چند روز مرد دیگر نتوانست کار زن پیرش را تحمل کند

ماجرا را برای همسرش تعریف کرد

و خلاصه زن کارش را انکار می کرد و کار شوهرش را پای بهانگریری و پیری او می

گذاشتناراحت

بعد چند روزپیرمرد فکری به ذهنش رسید و قرار شد هنگام خوابیدن همسرش صدای 

خروپف اورا  ضبط کندتعجب

و همین کار را هم کرد نگران

وصبح در حال بیدار کردن همسرش متوجه شد که همسر عزیزش چشم از جهان فرو

بسته ناراحت

  و از ان به بعد صدای ضبط شده ی همسرش لالایی ارام بخش شب های تنهایی او می شد

 

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 

تاريخ ۱۳٩٠/٥/٤سـاعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ نويسنده رها نظرات () |

 

حرفهایی که دوست ندارید در اتاق عمل بشنوید:

• اووووووووووه !!! پس اشتباه بریدم!

• کسی ساعت مچی منو ندیده؟!

• دیشب تا دیر وقت مهمونی بودم. یادم نمی آد هیچوقت تو عمرم آن قدر …….. !

• وای! صفحه ی ۴۷ دستورالعمل جراحیم پاره شده!

• منظورت چیه که باید پای چپشو می بریدیم؟!

• فوراً یه عکس از این زاویه بگیر. این یکی از عجایب خلقته!

• بهتره این تیکه رو نگه داریم. ممکنه برای تشریح به درد بخوره!

• ولی کتاب من اینجوری نمی گه! کتاب تو چاپ چندمه؟!

• فوراً اون تیکه گوشت رو برگردون!


ادامـــه مطلب
تاريخ ۱۳٩٠/٥/۳سـاعت ٥:۱۸ ‎ق.ظ نويسنده رها نظرات () |

سلام به همه 

این پست خیلی باحال

حتما برین ادامه ی مطالب باشه قلبقهقهه

   


ادامـــه مطلب
تاريخ ۱۳٩٠/٥/۱سـاعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

بچه ها 30 روش جدید برا ذله کردن خواهرو برادراتون

خیلی خوبهخنده


ادامـــه مطلب
تاريخ ۱۳٩٠/٥/۱سـاعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.
 
شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و
 
اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد …
 
در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید: چی‌ شده عزیزم که این موقع شب اینجا نشستی؟!
 
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:
 
هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم. یادته ؟!
 
زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت:
 
 آره یادمه.شوهرش ادامه داد: یادته پدرت که فکر می‌کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟!
 
زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می‌نشست گفت: آره یادمه، انگار دیروز بود!
 

مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد: یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت:
 
 یا با دختر من ازدواج می‌کنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری؟!
 
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و…!
 
مرد نتوانست جلوی گریه‌اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می‌شدم !!!

 

تاريخ ۱۳٩٠/٥/۱سـاعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

دست دست دست اووووووووووووه.............

اوا خاک به سرم . سلام علیکم ورحمه الله ............ (الهی من قربونش برم ) حال شما خوبید

دست دست دست ... اووووووووووووووه .............. قر کمـــــــــرو ......... بابا یکی جلوی منو بگیره . ....... اون کمربند عربی من رو بیارید .......... موزیک عربیه ..............

تولد تولد تولدم مبارک ......... مبارک مبارک تولدم مبارک ............. (چقدر خودم رو تحویل میگیرم)

از گروه موسیقی خواهش می کنم که بنوازن .........  کی میخواد بیاد وسط ...؟ بیاد دیگه تا کمیته نیومده ....... قاطی پاتیه ........ بفرمائید. ......... چه کنم دیگه به حرف شما دوستای گلم گوش دادم و یه پارتی گرفتم........بفرمائید تعارف نکنید. مجلس بی ریاست  

یه نفر که خیلی خیلی خیلی خیلی دوستش دارم ........ امروز برام خوند :‌ تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک ......... لبت شاد و دلت خوش تولدت مبارک....... الهی من فدات شم تولدت مبارک..... فدای اون چشات شم تولدت مبارک......... اووووووووووه . کلی احساس به خرج داد. الهی من پیش مرگش بشم.

حالا،‌حالا حالا حالا ،‌همه دستا به بالا به  رها بگید ١٠٠٠٠ ماشالله.    به به . بابا دستتون درد نکنه . زحمت کشیدید. راضی به زحمت نیستم . بالا یکی جلوی اینو بگیره . بابا آهنگ معمولیه ... تکنو نیستش که

 

بله ........ خوشگل خانمها ،‌ آقایون محترم ......28تیرماه ساعت ٨:٣٠ دقیقه صبح تولد اینجانب « رها خانومی» هستش. حالا بیاد عکس بندازیم که میخوام برم  . وای بچه هااااااااااااااااا. دستتون درد نکنه. چه کادوهایییییییییی .. حالا ادامه مجلس ........ دختر همسایمون .... نیا درخونمون....... می بینه از پنجره ....... دختر همسایمون......... میره میشینه میگه راز منو با همه حالا بریم سراغ کیک......... هووووووووووراااااااااا....... چیه مگه تا حالا کیک نخوردید ؟  بشمارید .......... ١----------٢--------------٣-----------Birthday Candles هورااااااااااااااااااااااااااااااBirthday Song

خوب دیگه پارتی تموم شد. مرسی که زحمت کشیدید و اومدید.

بس دیگه پرومیشین

تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢٩سـاعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

سهراب سپهری 1390:
هر کجا هستم، باشم به درک!
من که باید بروم!
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین، مال خودت!
من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد!
تیپ را باید زد!

جور دیگر اما…
کار را باید جست.
کار باید خود پول. کار باید کم و راحت باشد!
فک و فامیل که هیچ…
با همه مردم شهر پی کار باید رفت!
بهترین چیز اتاقی است که از دسته چک و پول پر است!
پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست! سید خندان یه نفر! سوئیچم کو!

 

__________________
تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢۳سـاعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

سلام دوستای خوبم

خیلی ببخشیدچند روزه عصابم خورد شده باسودا خواهرمو میگم دعوام شده

خیلی رو عصاب ادم را میره

خب دیگه زیاد حرف زدم

امروزمی خوام چنتا مطلب باحال بذارم

اینم مطلبام:

بخونین حالشو ببرین مخصوصا پسرا خنده

 

 

تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢۳سـاعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

 

توی کافه‌ی فرودگاه یکی بود که پشت سر هم سیگار می‌کشید؛ یکی دیگه رفت جلو گفت

:
-
بب…خشید آقا! شما روزی چند تا سیگار می‌کشین؟
-
منظور؟
-
منظور اینکه اگه پول این سیگارا رو جمع می‌کردین، به اضافه‌ی پولی که به خاطر این لامصب خرج دوا و دکتر می‌کنین، الان اون هواپیمایی که اونجاست مال شما بود!
-
تو سیگار می‌کشی؟
…………-
نه!
-
هواپیما داری؟
-
نه!
-
به هر حال مرسی بابت نصیحتت؛ ضمناً اون هواپیما که نشون دادی مال منه!!

تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢۳سـاعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

چقدر عجیبه که تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمی آره!!!


چقدر عجیبه که تا وقتی گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه!!!!


چقدر عجیبه که بی بهانه کسی هیچوقت برات هدیه نمی خره!!!


چقدر عجیبه که تا وقتی فریاد نکنی کسی به طرفت بر نمی گرده!!!


چقدر عجیبه که تا وقتی بچه نباشی کسی برات قصه نمی گه!!!


چقدر عجیبه که تا وقتی بزرگ نباشی کسی به قصه ات گوش نمی ده!!!!


چقدر عجیبه که تا وقتی قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد!!!


چقدر عجیبه که تا وقتی نمردی کسی تو رو نمی بخشه!!!


البته میدونم میگین الان دیگه هیچی عجیب نیست..

تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢۳سـاعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟


میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد


رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم


یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!!


با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم


تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه


زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه


صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی


ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!!


ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته


خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم


برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم


تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!


میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ... وصایای الیزابت تیلور ...


بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.
پـَـَـ نــه پـَـَــــ نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم


داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم


به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!


رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
میگه برا کباب؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام


کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه


مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس



ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پــَ نه پــــــ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک


یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم


داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم


به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم


تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین


بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم


کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار
گفت واسه صبونه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون


خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...!


میری مسجد وضو بگیری تا نماز بخونی میبینی یه آقایی میرسه میگه پسر جان وضو میگیری میگی پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام قزل الا صید کنم


نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده


تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم


ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا


در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه


تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم


از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!


یکی‌ زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!

زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!


اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی


حسینی بای دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه با یاد خدا..... پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به یاد دوست دخترم میرم سر جلسه


با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازی!!!


کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام...

منبع: پرشین فان

تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢۳سـاعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

- ظاهر زیبا و مغروری دارند اما باطنشان بر میگردد به بچه های راه اهن و مولوی .

2- نه ظاهر زیبایی دارند و نه باطن زیبایی(البته پسران هیچ وقت نمی توانند باطنی زیبا داشته باشند و حتی معنای ان را هم نمیتوانند درک کنند.)

3- ظاهر زیبایی ندارند اما باطنی زیبا ودلنشین و جذب کننده ای دارند که البته: گشتم نبود نگرد نیست

4- بعضی پسران هستند که تمام عمرشان را به خوردن و خوابیدن مشغول بودن و هیچ گاه سعی نکردند که چیزی را بفهمند ( البته کار خوبی کردند چون زور بی خود می زدند )

-۵ دسته پنجم پپرانی هستند که به ظاهر پسر هستند و پسرانه رفتار می کنند اما در باطنشان دوس دارند دختر باشند که این خصلت در صحبتها و اسامی که برای خودشان در نظر می گیرند کاملآ مشخص است . به عنوان مثال: پیشی ملوسه
پیشی را برای ظاهر در نظر گرفته که بگوید من سبیل دارم پس مردم اما کلمه ی ملوسه ظاهرش را مشخص می کند چون همان طور که عزیز عزض فرمودند :
کلماتی مانند عروسکم؛ملوسکم؛خوشکلم؛نازم؛عزیزم و...... برای دختران به کار می رود

 

قبل از هر چیز این مطلب فقط جنبه ی شوخی و طنز دارد!:13:

اگر کسی فکر می کند توهینی به اوشده است همین جا از او عذرخواهی می کنم.

:thankyou:

تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢٢سـاعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

(خداوند مرد را افرید .. به زنها قول داد که مرد ایده ال را میتوان در هر

گوشه زمین پیدا کرد .. و زمین را گرد افرید که گوشه نداشته باشد )

 

تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢٢سـاعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

فرق شوهر کردن و سگ نگه داشتن چیه؟

 

سگ گند به فرشت میزنه ، مرد به زندگیت

 

چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده کرده اند

 

فرق یک مرد با یک گربه چیه؟
یکیشون یه موجود دله است که بی چشم و روئه و براش مهم نیست که کی بهش غذا میده ، اون یکی یه حیوان ملوس خانگیه

 

چرا مردها از زنهای خوشگل بیشتر از زنهای باهوش خوششون میاد؟
چون قدرت چشمهاشون بیشتر از قدرت مغزشونه

تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢٢سـاعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

 

معنی بعضی از واژه ها در فرهنگ ما :

چت خارجی ها : مبادله اطلاعات و اخبار

چت ایرانی ها : دوستیابی

دانشگاه : محیطی امن برای آشنایی دختران و پسران

درس : عملی برای رفع بیکاری جوانان Reading a Book

مدرک آقایان : وسیله ای برای کاریابی

مدرک دختران : وسیله ای برای عرض اندام در شب خواستگاری

خط عابر بیاده : خط کشی که برای زیبایی در سر تقاطعها کشیده می شود

طناب : وسیله ای برای به دار زدن مجرمان

زندان : پایان همه محدودیت ها

چراغ قرمز : با احتیاط حرکت کنید

آرزوی راننده تهرانی : رانندگی کردن بادنده چهار

پزشک : معاون اول عزرائیل

دپپلم : کاغذی است که معمولا آن را درِکوزه می گذارند وآبش را می نوشند

مرد : مرد

زن : مرد
 

اینترنت مخابرات : خواهر زاده لاک پشت

بینی : عضوی ناقص که نیاز به جراحی دارد

چهارشنبه سوری : روز ملی سوانح وسوختگی

زن همسایه : دوربین مخفی

تیمارستان : محلی برای نگهداری انسانهای کم آزار

14 فروردین : روز ملی افسردگی

روزنامه : شیشه پاک کن

دمپایی : سوسک کش

کامپیوتر : شریک اول زندگی آقایان

موبایل : وسیله ای برای ارسال جوک

کتاب : وسیله ای برای گمراه شدن

خواستگاری : آخرین دوستیابی

ماه عسل : آخرین روزهای خوش زندگی زناشویی

دختر دم بخت : پیر زن ازدواج نکرده

گوشت گوسفند : طلای قرمز

عدالت : از شعارهای انتخاباتی

تفکر : تا اطلاع ثانوی تعطیل

مسجد : محلی برای برگزاری مراسم ختم

قرآن : کتابی برای استخاره

حق : آنچه عوام الناس بگویند

جمهوری اسلامی : اصطلاحا به هر نظام غیر اسلامی گفته می شود

ایران : افغانستان -  لبنان -  فلسطین – عراق

نماینده مجلس : وکیل حکومت

منتقد : منافق، آمریکایی

شعار عدالت : سمفونی کهنه و دل به هم زن

توسط یه دوست خوبه که می تونید روی کلمه ی رهاترازرها در لینکستان کلیک کنیدو وارد وبش بشین

نظر یادتون نره ها قلب

تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢٠سـاعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

 ۱- توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن
۲- توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن
۳- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
۴- توی ماهیتابه روغن میریزن
۵- توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن
۶- یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
۷- چند تا فحش میدن
۸- دنبال کبریت میگردن
۹- با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره
۱۰- ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد )!
۱۱- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن
۱۲- تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن
۱۳- چند تا فحش میدن و لباس میپوشن
۱۴- میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن
۱۵- تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن
۱۶- روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن
۱۷- تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن
۱۸- دنبال نمکدون میگردن
۱۹- نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن
۲۰- دنبال کیسهء نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن
۲۱- نمکدون رو پر از نمک میکنن
۲۲- صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون
۲۳- نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن
۲۴- بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه

تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢٠سـاعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

 

 

یک دختر در حمام:

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱-لباساشو درمیاره رنگ روشن ها رو توی یک سبد رنگ تیره هارو توی یکی دیگه میذاره...

۲-درحموم رو از تو فقل میکنه جلوی ایینه می ایسته شکمش رو که تمام مدت داده بوده تو میده بیرون وشروع میکنه به غر غر وایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش...

۳-در کمد رو باز میکنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت-مو-بدن-کف پا و... رو بیرون میاره و میچینه رو لبه وان...

۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت کننده٬ پرپشت کننده٬ براق کننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده

۵ـ یکبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره

۶ـ نرم کننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره

۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه که تمام مواد شیمیایی از موهاش پاک شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میکنه

۸ـ خمیر ریش داداشی رو کش میره و شیش کیلو خالی میکنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی

۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میکنه. از اینکه در اثر کشش حوله چشم و ابروش کشیده شده٬ احساس خوشگلی می کنه و یه ماچ گنده واسه عکس خودش تو آیینه میفرسته

۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوک دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میکنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت

۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میکنه

۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب کنه

۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میکنه

ساعت ۸ شب شد !!!

یک پسر در حمام:

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور که رو تخت نشسته ٬ لباساشو میکنه. هر کدوم رو پرت میکنه یه گوشه اتاق

۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم

۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شکمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو ببین چه کرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میکنه

۴ـ زیر بغلش رو بو میکنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش

۵ـ در کمد شامپو ها رو باز نمیکنه چون اصلا توش چیزی نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو کف مالی میکنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره

۸ـ نرم کننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ ...

۱۰ـ ...

۱۱ـ ...

  شرمنده به دلیل مشکلات اخلاقی شماره های ۹-۱۰ و ۱۱ سانسور شد....

۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یکهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و کف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشک میکنه)

۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق

۱۴ـ حوله خیس رو پرت میکنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه

 

تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢٠سـاعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟

 

معمولا" باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند

 

.

 

.

 

.

 

 

 

 

 

 

زن خودش را خوشگل می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد،قهقهه

 

 تکامل یافته تر از مغز اوست!

 

.

 

.

 

.

 

خندهببین خانوم ، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار کلمه برای

 

 صحبت کردن استفاده میکنند ولی زنها از سی هزار کلمه . دیدیت ثابت شد شما زنها

 

 بیشتر حرف میزنین تا ما مردها؟ خانم : هیچ هم همچنین چیزی نیست . فوقش ثابت

 

 شده که ما هر حرف رو باید دو بار بزنیم تا توی مخ شماها فرو بره ...! ببخشید چی

 

مژهگفتی؟؟

 

.

 

.

 

.

 

چشمکمرد به خدا می گه: چرا زن رو زیبا آفریدی ؟

 

خدا می گه: واسه اینکه تو دوستش داشته باشی 

 

 

 

دوباره می پرسه پس چرا ناقص العقله ؟

 

خدا هم درجواب میگه: قلب

 

واسه این که تورو دوست داشته باشه !!!

 

.

 

.

 

. 

 

 

 

 

فالگیر : فردا شوهرتون میمیره

 

زن : اینو که خودم میدونم . بهم بگو گیر پلیس می افتم یا نه؟خنده

 

.

 

.

 

.

 

نازک ترین کتاب دنیا : چیز هایی که مردان در مورد زنان میدانند!!! دخترا بالا میرند !!!

 

.

 

.

 

.

 

 

 

پسرها با سوسکا 5 شباهت دارند:

 

 

2 مثل اونا تو کوچه خیابون ولند خمیازه

 

? مثل اونا ترسناکند شیطان

 

4 مثل اونا سیاهند خنده

 

5 مثل اونا مرموزند ابرو

 

6 مثل اونا از سر و کول

 

 

 

.

 

.

 

.

 

 

 

فرق شوهر کردن و سگ نگه داشتن چیه؟قلب

 

سگ گند به فرشت میزنه ، مرد به زندگیت

 

.

 

.

 

.

 

 


ادامـــه مطلب
تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢٠سـاعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

پسرابه دل نگیرن

سلام بر و بچ.اینم طریقه ضایع کردن آقایون .البته به اندازه کافی ضایع هستن.خوب اینم روش.من الان چند تا توصیه براتون دارم که چطوری حال پسرا رو بگیرید.این کارهایی که من توصیه میکنم صد در صد تضمینیه و تا ابد هم گارانتی داره.

توی یک پارتی با دوستتون رو به روی یه پسر بشینید و دوتایی چند دقیقه به موهاش زل بزنید.بعد با دوستتون در گوش هم پچ پچ کنید همینطور که دارید موهای پسره رو با انگشت نشون میدید بزنید زیر خنده.

به خدا همچین اعصابش خورد میشه که نگو!

وقتی با دست پسرتون دارید قدم میزنید شروع کنید به تعریف کردن از تیپ و قیافه فلان هنرپیشه مرد.لا به لای صحبتاتون حالیش کنید که چقدر هیکلش افتضاحه و مدل موهاش مال عهد جان علیشاه خانه!!

وقتی با دوست پسرتون دارید قدم میزنید مسیر قدم زدنتون رو به سمت گرونترین پاساژ در دسترس کج کنید.و اونجا تا میتونید از جیب پسره خرج کنید.

باور کیند شب که میرسه خونه ۵،۶ تا قرص اعصاب میخوره!

در صورت داشتن یک برادر غیرتی،اون رو تحریک کنید که یه مدتی دنبالتون بیاد.بعد توی خیابون از یه پسر بخت برگشته ساعت بپرسید و طوری رفتار کنید که انگار مدتهاست اون رو میشناسید!مطمئن باشید وقتی از بیمارستان مرخض میشه دیگه نمیشه شناختش!

در چت روم برای یک پسر داستان رفتن به خونه یکی از دوست پسراتون رو تعریف کنید و بعد وقتی ازتون خواست عکستون رو بهش بدید بهش بگید نه!من به هر کسی عکسم رو نمیدم.

شاید این خیلی مسخره باشه ولی امتحان کردم دیدم خیلی خفن اعصاب طرف خورد میشه!!

فعلا اینا رو داشته باشید تا بعد.

راستی میدونستید وقتی از دخترا میپرسن چرا به دوست پسراتون میگید بی اف چی جواب میدن؟

میگم:آخه مخفف بدبخت فلک زده اس!!

تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱٩سـاعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ نويسنده رها نظرات () |

سلام این قسمتو فقط دخترا بخونن برای ( فقط ضدحال زدن به پسرها ) اگه دوست پسر دارین این کارها رو انجام بدین خیلی باحاله امتحان کنین........


 

1.    اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسرتونه...پیدا کنید پرتغال فروش را)

 

بگین سلام حمید جون .بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدید بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟میتونید

 

این سیرو تا هفده بار ادامه بدید ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره .اینجانب هیچ مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.

 

 

 

2.    بهش زنگ بزنید و بگید کسی خونه نیست و دعوتش کنید خونتون بعد با دوستاتون برید سینما و فیلم

 

 

 برین ادامه ی مطالب ضرر نمیکنید

نظر یادتون نره


ادامـــه مطلب
تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱٩سـاعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ نويسنده رها نظرات () |

سرا و دخترا...

پسر بودن یعنی...

پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر

پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن

پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی که تحویلشون نمی گیرن

پسر بودن یعنی کادو خریدن برای جی اف

پسر بودن یعنی تا کی مفت خوری می کنی

 ادامه مطلب دخترام هستن فرشته

تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱٦سـاعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱٦سـاعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         خوبن؟ نظر یادتون نره ها                                                   

 نظر بدین ها


ادامـــه مطلب
تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱٦سـاعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

این دلی که شکستی مال من نبود

خیلی وقت پیش تقدیم به تو شد.خوشحالم چون حالا میتونم جای دل سنگ بذارم تو سینه

خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت ،

.

.

.

.

.

.

.

.

تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱٥سـاعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

این روزَ ها احساس  میکنم  تو سرم پر از علامت سوال شده !.. سوالهایی که هر چی میگردم و فکر میکنم  نمی تونم واسش جواب پیدا کنم ... بد جوری کلافه ام... خودم هم نمیدونم چی میخوام ... این روزها تو  جمع هستم، میگم، میخندم،تفریح میکنم ،اما نمی دونم چرا لذت نمیبرم...از هیچی لذت نمیبرم... حس غریبیه ... از کارم خسته شدم از اطرافیانم خسته شدم حوصله هیچی رو ندارم حتی حوصله تنها یی رو هم ندارم دلم میخواد تو  جمع باشم  اما حوصله اش رو ندارم...از خودم هم خسته شدم دیگه حوصله خودم هم ندارم ... خدا کنه زودتر این احساس از بین بره... دلم میخواد واسه همه چراهام راه حل پیدا کنم  اما هیچی به  ذهنم نمی رسه ، بهتره بگم هیچ کاری از دستم بر نمیاد...

دیروز یه بار از دستش ناراحت شدم

ولی تا الان صد بار به خودم فحش دادم که چرا باهاش بد حرف زدم

یکی نیست بهم بگه آخه چه مرگت شده ؟ اون چه گناهی کرده ؟

من می خوام همین جا به خاطر حرفهایی که بهش زدم ازش معذرت خواهی کنم
اون خیلی دوستم داره و منم خیلی دوستش دارم

دوستش دارم ، دوستش دارم ، دوستش دارم

دیوونم مگه نه؟

تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱٥سـاعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ نويسنده رها نظرات () |

ananazi&sajjad